3554 کاربر فعال وضعيت: آفلاين 8 دي ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 1261 امتياز: 2832 تشکر کرده: 15 تشکر شده 143 بار در 70 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388 10:29:39 موضوع مطلب: ترس زن خيانتكار از آزمايش DNA رابطه نامشروع، علت جنايت معلم خصوصي
سرنشينان خودروهايي كه
20 مهرماه 86 از كنار رودخانه جاجرود ميگذشتند با اتومبيل مچاله شدهاي مواجه شدند كه در رودخانه افتاده و زيبايي طبيعي اين منطقه را به حاشيه برده بود.
تماس عدهاي از بينندگان اين ماجرا با پليس، پاي ماموران قانون را به آنجا كشاند و با باز شدن در صندوق عقب اين خودرو، آنها با جسدي روبهرو شدند كه درون يك پتو پيچيده شده و اثري هم از جراحت روي بدن وي نبود.
پليس آگاهي دست به كار شده و با استعلام شماره خودرو متوجه شد كه صاحب جسد مردي به نام محمود است.
كارآگاهان با احضار زرين، همسر محمد بازجويي را از وي آغاز كردند: «من نميدانم چه طور اين اتفاق افتاده است.آنشب من براي رسيدگي به خواهرم كه در حال وضع حمل بود به خانه او رفته بودم.» اما ماموران كه در تحقيقات خود متوجه وجود اختلاف بين اين زوج شده بودند بازجوييهاي بيشتر از اين زن را در دستور كار خود قرار دادند: «من با پسري به نام اميد ارتباط داشتم.او محمود را كشت.»
دستگيري اميد چندان طول نكشيد. معلم خصوصي فرزند زرين به اين قتل اعتراف كرد: « به خاطر درس دادن به كودك اين خانواده به منزل آنها رفت و آمد ميكردم. بعد از مدتي به زرين علاقهمند شدم و با رضايت او با يكديگر رابطه برقرار كرديم. تا اينكه يك روز زرين به من گفت از تو حامله شدهام و شوهرم هم به من مشكوك شده و ميگويد بايد آزمايش DNA بدهي تا مشخص شود اين بچه از من است يا نه؟»
اميد شب حادثه را اينگونه شرح داد: « با زرين تصميم گرفتيم شوهرش محمود را به قتل برسانيم. به همين خاطر زرين كليد خانه و سوئيچ اتومبيل محمود را در اختيار من گذاشت و خودش آنشب به بهانه وضع حمل خواهرش از خانه خارج شد. من و برادرم، اميد به همراه يكي از دوستانمان به نام احمد در خانه را باز كرديم و داخل رفتيم. محمود در رختخواب خوابيده بود. من بالاي سرش رفتم و در خواب او را خفه كردم.بعد هم جسدش را داخل صندوق عقب ماشينش گذاشتيم و آنرا به جاجرود برديم.اتومبيل را به دره انداختيم و به تهران برگشتيم.»
محمود همين ادعاها را با اندكي تغيير در جلسه دادگاه ديروزش كه بخشي از آن علني و قسمت ديگر آن غيرعلني و در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شده بود، مطرح كرد: «من اعترافات گذشتهام را تاييد ميكنم ولي بايد بگويم زرين از نقشه قتل شوهرش
خبر نداشت.امير و احمد هم در اين ماجرا دخيل نبودند.خود من تصميم به قتل محمود گرفتم و بقيه متهمان در مقابل عمل انجام شده من قرار گرفتند.»
بعداز صحبتهاي متهم رديف اول اين پرونده، هيات قضات به سرپرستي قاضي همتيار وارد شور شد تا به زودي راي اين دادگاه را اعلام كند. _________________ زندگی رنگ غریبی ست که من باز یاد شدم در ذهن زمان
SOGOL-BANOO کاربر حرفه ای وضعيت: آفلاين 21 آذر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 4756 امتياز: 9797 تشکر کرده: 33 تشکر شده 17 بار در 9 پست
محل سكونت: esfahan
ارسال شده در: سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388 18:22:40 موضوع مطلب:
من با پسري به نام اميد ارتباط داشتم.او محمود را كشت.»
پریناز کجاییییییییییییییییی؟ _________________ گفته بودی که چرا محو تماشای من
انقدر محو که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی .............